توضیحات
قصهی کیف «دهکدهی آرام» از یک روز معمولی شروع شد؛
روزی که ما سه نفر؛دور هم نشسته بودیم و از شلوغی زندگی میگفتیم.
همهچیز انگار عجله داشت…و هرکداممان دلمان یک لحظهٔ نفسکشیدن میخواست.
همانجا خانم نیلی آرام گفت: «بیایید چیزی بدوزیم که آدم وقتی نگاهش میکنه، یک کم آروم بشه… حتی اگه فقط چند ثانیه.» و همین یک جمله شد جرقهی شروع این کیف.
برای انتخاب پارچهها، دنبال چیز عجیب یا خیلی خاص نبودیم؛
فقط پارچههایی را برداشتیم که حس خوبی میدادند رنگهایی که آدم را یاد عصرهای خلوت،کوچههای ساکت،و قدمزدنهای بیعجله میاندازند.
کمکم همین حسها کنار هم نشستند و طرح «دهکدهی آرام» شکل گرفت؛
جایی امن و کوچک که هر سه نفرمان، بهنوعی در ذهن داشتیم.
وقتی دوخت شروع شد، هرکداممان بیآنکه حرفی بزنیم، چیزی از دل خودش گذاشت:
گلناز خاطرهی راهِ مدرسهاش را،
خانم خسروی ظهرهای پاییزیِ بیصدایش را،
و خانم نیلی آرزوی داشتن یک گوشهی دنج در این دنیا را.
برای همین است که این کیف فقط یک کار دستدوز نیست؛ یک حس مشترک است
یک یادآوری کوچک برای روزهایی که آدم دلش کمی آرامش میخواهد.
«دهکدهی آرام» نسخهی واحد است.
نه چون پارچهاش تکرار نمیشود،
بلکه چون حسِ روزی که گلناز، خانم خسروی و خانم نیلی آن را دوختند،
دیگر هیچوقت عین همان تکرار نخواهد شد.

نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.