توضیحات
در انتهای یک کوچهباغ قدیمی، خانهای هست که همیشه از پنجرههایش عطر نان تازه و دارچین به بیرون سرک میکشد. میگویند در آشپزخانه این خانه، رازی پنهان شده است؛ رازی به رنگ آبیِ آسمان و به گرمیِ خوشههای گندم.
داستان از آنجایی شروع شد که «خانمِ خانه» تصمیم گرفت به جای کارهای روزمره، «هنرِ عشق ورزیدن» را در آشپزخانهاش زنده کند. او میدانست که یک غذای خوشمزه، فقط با ادویه طعمدار نمیشود؛ بلکه به آرامش و لبخندِ آشپز هم نیاز دارد.
وقتی او پیشبندِ طرح گندمزار را میبندد، گویی زرهی از جنس آرامش به تن کرده است. جیبِ سرمهای پیشبند، جای امنی برای یادداشتهای کوچکِ دستور پخت مادربزرگ است. دستهایش را با دستکشهای فر که نقش نانهای برشته روی آنهاست، میپوشاند تا با خیالی آسوده، سینیِ داغِ کلوچهها را از دلِ آتش بیرون بکشد.
روی میز، دمکنیهای چیندار با آن لبههای توریِ ظریف، مثل دامنهای پرچینِ فرشتهها، روی قابلمهها نشستهاند تا عطر برنج ایرانی را در دل خود حبس کنند. و آن نمگیر و زیربشقابیهای قلبیشکل؟ آنها فقط وسیله نیستند؛ آنها پیامآور این جمله هستند که: «در این خانه، غذا با عشق سرو میشود.»
این ست آشپزخانه، فقط مجموعهای از پارچهها نیست؛ این یک دعوتنامه است. دعوت به:
• پختن اولین نان خانگی با عطر گندم.
• دم کردن یک چای دونفره در عصری که باران به شیشه میزند.
• و تبدیل کردن لحظات تکراریِ پختوپز، به خاطراتی شیرین و ماندگار.
این ست را به آشپزخانهتان هدیه بدهید؛ چون شما ملکه این قلمرو هستید و قلمروِ شما، لایق زیباترین جزئیات است.









نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.