توضیحات
میگویند جایی میان علفزارهای سبز، دهکدهای کوچک پنهان شده است؛
جایی که دود اجاقها همیشه آرام بالا میرود و بوی نان تازه در کوچههای باریکش میپیچد.
اسمش دهکده خرگوشهاست. 🐰
در این دهکده هر خرگوش کاری دارد.
بانی هر صبح مربای توتفرنگی میپزد و شیشههای قرمز را روی پنجره میچیند.
رزگل از باغچهها گل میچیند تا میزهای عصرانه همیشه زیبا باشند.
نِلو کنار پنجرهی کلبهاش چای دم میکند و به هر مهمانی که از راه برسد یک فنجان گرم تعارف میکند.
در آشپزخانهی بزرگ دهکده، مارو با قاشق چوبیاش غذاهای خوشمزه درست میکند و میلو، شاگرد کوچولویش، با دقت نگاه میکند تا همه رازها را یاد بگیرد.
و وقتی شبها چراغها روشنتر میشوند، همه میدانند پری دوباره یک مهمانی کوچک برای دهکده آماده کرده است.
میگویند هرکسی که وارد آشپزخانهاش یکی از پیشبندهای این دهکده را داشته باشد،
کمی از گرما و شادی دهکده خرگوشها را با خودش به خانه میبرد.

نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.